بازار طلا پس از ثبت یکی از بدترین افتهای ماهانه در دهههای اخیر، اکنون در مسیر بازیابی قرار گرفته است. با وجود اینکه این عملکرد قیمتی برای برخی سرمایهگذاران ناامیدکننده بوده، بسیاری از تحلیلگران معتقدند طلا دقیقاً همان نقشی را ایفا کرده که از آن انتظار میرود.
در ماه گذشته، با افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی ناشی از درگیری مشترک آمریکا و اسرائیل با ایران، نااطمینانی گستردهای در اقتصاد جهانی ایجاد شد. این وضعیت به بروز بحران در زنجیره تأمین منجر شد که بخشهای مختلفی از جمله تولید مواد غذایی و بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داد. در چنین شرایطی، طلا بهعنوان یکی از مهمترین منابع تأمین نقدینگی مورد استفاده قرار گرفت و فشار فروش آن کاملاً منطقی به نظر میرسد.
همزمان با افزایش تقاضا برای نقدینگی، انجمن بازار شمش لندن (LBMA) و شورای جهانی طلا تلاشهای خود را برای تثبیت جایگاه طلا در سیستم مالی جهانی تشدید کردهاند. این دو نهاد در تاریخ ۳۱ مارس یک پلتفرم اختصاصی راهاندازی کردند که هدف آن ارائه دادههای قابل اتکا برای اثبات جایگاه طلا بهعنوان یک دارایی نقدشونده باکیفیت (HQLA) است.
روث کراول، مدیرعامل LBMA، در گفتوگویی تأکید کرد که نوسانات اخیر بازار بار دیگر نشان داده که طلا در زمان بحران، یک منبع قابل اتکای نقدینگی است. به گفته او، از بحران مالی جهانی گرفته تا دوران همهگیری کرونا و شوکهای ژئوپلیتیکی اخیر، طلا همواره بهعنوان داراییای عمل کرده که در مواقع نیاز میتوان آن را به پول نقد تبدیل کرد.
او توضیح داد که فروش طلا در چنین شرایطی نشانه ضعف آن نیست، بلکه نشاندهنده عملکرد صحیح این دارایی است. کشورها از ذخایر طلای خود برای تأمین نیازهای نقدی داخلی استفاده میکنند و این موضوع جایگاه طلا را بهعنوان یک ذخیره استراتژیک تقویت میکند، نه صرفاً یک ابزار حفظ ارزش.
کراول همچنین به این نکته اشاره کرد که تمرکز صرف بر نوسانات قیمتی طلا میتواند گمراهکننده باشد. به گفته او، آنچه اهمیت دارد رفتار این دارایی در مقایسه با سایر داراییها در زمان بحران است. طلا همچنان نقش دارایی امن و ذخیرهای را ایفا میکند و در شرایط بیثباتی، کارکرد خود را بهخوبی نشان میدهد.
پلتفرم مشترک LBMA و شورای جهانی طلا در تلاش است تا خلأ موجود در چارچوبهای نظارتی را برطرف کند. در گذشته، طلا به دلیل نبود دادههای استاندارد، از طبقهبندی داراییهای نقدشونده سطح بالا در مقررات بازل ۳ کنار گذاشته شده بود. اما اکنون با جمعآوری دادههای مربوط به عملکرد طلا در بحرانهای مختلف، شواهد محکمی برای اثبات نقدشوندگی آن ارائه شده است.
از دید این نهادها، ویژگیهایی مانند بازار عمیق و جهانی، نبود ریسک اعتباری و قابلیت تبدیل سریع به نقدینگی، طلا را به گزینهای مناسب برای حضور در کنار داراییهایی مانند اوراق قرضه دولتی در سبدهای نقدینگی تبدیل میکند.
در همین حال، رفتار بانکهای مرکزی نیز این روند را تأیید میکند. در سالهای اخیر، خرید طلا توسط بانکهای مرکزی افزایش یافته است، زیرا کشورها به دنبال کاهش وابستگی به دلار آمریکا و استفاده از داراییهایی بدون ریسک طرف مقابل هستند.
کراول معتقد است که طلا بهطور فزایندهای بهعنوان یک دارایی بینالمللی بدون وابستگی به نهاد ثالث مورد توجه قرار میگیرد. با این حال، او تأکید میکند که پذیرش کامل این دیدگاه در چارچوبهای نظارتی نیازمند زمان، تعامل و آموزش بیشتر است.
در نهایت، روندهای کلان بازار نیز از تغییر نقش طلا حمایت میکنند. سرمایهگذاران بیش از گذشته طلا را نه فقط بهعنوان یک ابزار پوشش ریسک یا گزینهای برای سفتهبازی، بلکه بهعنوان بخشی اساسی از یک سبد سرمایهگذاری متنوع در نظر میگیرند؛ بهویژه در جهانی که با بیثباتی ژئوپلیتیکی و شوکهای نقدینگی مکرر مواجه است.
ثبت دیدگاه شما
(پاسخ دادن)
برای ثبت نظرات، اصول اخلاقی را رعایت کرده و از بکار بردن کلمات نامناسب پرهیز نمایید.
اولین دیدگاه را ثبت نمایید.